مغالطهی کمالگرایی چیست؟
مغالطهی کمالگرایی وقتی رخ میدهد که فرد استدلال میکند که نباید در انجام یک کار یا رسیدن به یک هدف کوشش کرد، چون انجام آن کار یا رسیدن به آن هدف بعید است. افراد این قبیل استدلالها را غالبا هنگامی مطرح میکنند که قصد دارند یک کار تجاری یا پیشنهاد سیاسی را ردّ کنند، بهایندلیلکه دسترسی کامل به آن بعید است.
مثال 1: ما هرگز قادر نخواهیم بود که خیابانهای اوکلند را از جرموجنایت پاک کنیم، بنابراین ما نباید وقت و انرژیمان را صرف کوشش برای این کار کنیم.
مثال 2: راهانداختن یک کافیشاپ که بتواند رقابتی تمامعیار با «جاوا هاوس» داشته باشد ناممکن است. بنابراین ما نباید یک کافیشاپ جدید باز کنیم.
بهعبارتدیگر، مغالطهی کمالگرایی میگوید که اگر تو نمیتوانی کاری را کامل انجام بدهی، حتی نباید برایش کوشش کنی. این مغالطه فرض کرده که یک راه درست برای رسیدن به هر هدف وجود دارد و نتیجهی نهایی از فرایند انجام کار یا تجربهی کوشش ارزشمندتر است. شیوهی دیگر بیان این مغالطه چنین است: اگر تو نمیتوانی کار x را بهشیوهی معینی انجام بدهی، اصلا نباید آن را انجام بدهی.
چند مثال دیگر هم در این خصوص ملاحظه کنید:
مثال 3: اثر هنری من هرگز به اندازهی آثار پیکاسو یا شاگال خوب نخواهد بود. بنابراین من زمان خودم را تلف نخواهم کرد.
مثال 4: من دوباره مدتی است که سیگار میکشم. چند بار کوشش کردم آن را ترک کنم، اما نتوانستم. من همیشه با این موضوع کلنجار میروم. بنابراین حدسم این است که به سیگارکشیدن ادامه بدهم.
مثال 5: اگر تو نمیتوانی یک شوهر کامل باشی، اصلا چرا میخواهی ازدواج کنی؟
مثال 6: من هرگز نخواهم توانست زبان فرانسه را شیوا و سلیس صحبت کنم، بنابراین من کلاس زبان فرانسه را رها میکنم.
یکی از اصلیترین معضلات مغالطهی کمالگرایی این فرض است که یک تعریف کلی و جهانشمول از کمال وجود دارد و کارهای ما باید صددرصد با آن انطباق داشته باشند. اما در واقعیت، اهداف و کارهای انسانی ارزش خود را از کوششهای ما میگیرند و نه از نتایج.
منبع:
Van Vleet, jackob. E, 2021, Informal Logical Fallacies: A Brief Guide, HamiltonBooks, p. 42-3.
کلمات کلیدی: مغالطه، تفکر انتقادی، استدلال، مغالطهی غیرصوری